مولانا شمس‌الدین     یا       

کمال‌الدین محمد وحشی‌بافقی  

   یکی از شاعران نام‌دار سدهٔ دهم ایراناست 

در شهر بافق متولد شد.

غزل‌ سرای‌ بزرگی‌ بود و در غزلیات‌ خود از عشقهای‌ نافرجام‌، 

زندگی‌ سخت‌ و مصائب‌ و مشکلات‌ خود یاد کرده‌ است‌.

کلیات وحشی متجاوز از نه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی ومثنوی است.

وحشی دو منظومهٔ عاشقانه دارد.

یکی ناظر و منظور که عشق همجنس‌گرایانه پسران شاه و وزیری 

را بر یکدیگر روایت می‌کند. 

و دیگری فرهاد و شیرین به استقبال از خسرو و شیرین نظامی.

مثنوی دوم که از شاهکارهای ادبدراماتیک پارسی است.

در سن شصت و یک سالگی درگذشت.

 درمحله سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل ، 

برادر امام هشتم به خاک سپرده شد.


غزلی از بافقی:

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ         

               اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد  

             گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی  

            وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان

            جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی          

            گرچه مستوجب سد گونه جفایی، بازآ


دانلود اشعار وحشی بافقی ( کلیک روی هرکدام = دانلود )

ناظر و منظور

رباعیات

منظومه خلد برین

منتخب اشعار


«منادی می‌کند عشق از چپ و راست// 

       که حد هر کمال اینجاست، اینجاست»

«دولت (همت) اگر سلسله‌جنبان شود// مور تواند که سلیمان شود»