به مناسبت بازپخش افسانه جومونگ

طرفای سال 91 ایت شعر رو گفتم الان بازپخش داره میشه این سریال افسانه جومونگ و خیلی ها رو بازم درگیر خودش کرده. منم به صرافت افتاده بازنشر بدم شعر رو.


جومونگنامه

 

در خواب به سر می بردم که ناگاه

جومونگ آمد به خوابم چون پر کاه

دلش از غصه سرتاسراه و خون بود

سراسر رنجش و آزرده جون بود

دو چشمان ترش آرام دل برد

بگفتم من جومونگا!سوسانو اَت مُرد؟

نمی شد یکدمی آسوده خاطر

تو گویی که شد افسانه باطل

بدو گفتم بگو جان به سر آمد

نفس در سینه ام حبس غم آورد

بگفتا که چه گویم دل ز خون است

ز ایرانی جماعت سر به گور است

شما ما را تمسخر کرده ای یا

که خود نبدانی از تاریخ پویا

تو خود فردوسی و شهنامه داری

نظامی گنجوی، مولوی داری

رستم و تهمینه ای همچون سنوبر

سی که سی هزاران سیمرغ در بر

حافظ و حلاج و سعدی چون کبوتر

مصدق، شاعرِ عاشقِ میهن

ولی باز هم تو گیرت برسر ماست

به شمشیر فرو افتاده در قاف

به خون غلتاندن رعیت برای

ردای شاهی و تیغ خیالی

برو پارسی برو کم دست بینداز

فسانه های توخالی ما را باز

برو بنگر که رستم چشم براه است

نگاهش بر دل ایران پاک است

نشسته منتظر از نو بسازش

کمر بشکسته اش را بازسازش

تو مو می بینی و ما پیچش مو

جومونگی نیست آخر بر سر کوه

 

(میم-بروجردی)


یک آیا میدانستیدِ جالب!

آيا مي دانستيد که:

مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:

Kan Ghu Ru

که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.


در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم".!!



دزد بازار (هالو)محمدرضا عالی‌پیام


دزد بازار


رهزنان آهنگ را دزدیده اند

تارهای چنگ را دزدیده اند

بانگ ناقوسی نمی آید به گوش

از کلیسا زنگ را دزدیده اند

در بیابانی که نامش زندگی ست

سگ رها و سنگ را دزدیده اند (١)

قهر می کارند در دل های ما

مهر تنگاتنگ را دزدیده اند

بهر محو عشق از فرهنگ ها

عشق نه ، فرهنگ را دزدیده اند

دوری خود تا ز حق پنهان کنند

واژه ی فرسنگ را دزدیده اند

بهر کتمان شکاف خویش و خلق

دره ی سالنگ را دزدیده اند (٢)

زنده ها جای شهیدان وطن

افتخار جنگ را دزدیده اند

نقش مانی را به نام خود زدند

موبدان ارژنگ را دزدیده اند

ننگ روی ننگ مانده تا ابد (٣)

چون که سطل رنگ را دزدیده اند

آب در هاون چه می کوبی عزیز

دسته ی هاونگ را دزدیده اند


١ - این چه حرامزاده مردمانند. سنگ را بسته و سگ را گشاده اند. گلستان سعدی - باب چهارم

٢ - دره ای مشهور و عمیق در سلسله جبال هندو کش

٣ - ننگ با رنگ پاک نمی شود. (از شعارهای دوران انقلاب)



سید محمدرضا عالی پیام (زاده ۲۰ خرداد ۱۳۳۶ در تهران)، ملقب به هالو شاعر معترض، زندانی سیاسی، وبلاگ نویس، عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران و مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا، بازیگر، تهیه کننده و کارگردان ایرانی می باشد.


نواهایی از رادیو، برنامه کودک و بزرگسال

ترانه *سن زنها* با صدای  پرویز خطیبی
زنده یاد پرویز خطیبی آچار فرانسه سالهای دور(دهه سی و چهل) نمایش،رادیو، فیلم، موسیقی و ... بود که متاسفانه در نسل امروز بیشتر فراموش شدگی این هنرمند میچربد تا یاد و خاطره کار هایش. این ترانه طنز رادیویی را در آن سالها اجرا کرده است

دانلود




گل بهاری، ترانه ناب و خاطره انگیز از اوایل دهه هفتاد

سال نو رسید گل به چمن بسته شد/ صفحه ای ز عمر گذران بسته شد/

تازه شد جهان تازه ز نو بهاری/ بگذر از پریشانی و بی قراری...

دانلود


پاشو پاشو كوچولو

برنامه كودك راديو قبل از انقلاب


پاشو پاشو كوچولو / از پنجره نگاه كن
با چشماي قشنكت / به منظره نگاه كن
اون بالا بالا خوشيد / تابيده در آسمون

دانلود



یه روز یه آقا خرگوشه

دانلود



 شعر کودکانه اتل متل توتوله - سال ۱۳۵۳


روایتی شیرین و قدیمی از شعر کودکانه اتل متل توتوله
فیلم انیمیشن ایرانی به کارگردانی نورالدین زرین کلک
تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. تهران، سال ۱۳۵۳

دانلود



نمايش راديويي آقاي مُلَوَن با اجراي مرحوم نوذري در مورد سريال سالهاي دور از خانه
(اوشين

دانلود



دانلود بخشی از "شما و رادیو"
که بعد از انقلاب به «صبح جمعه با شما» تغییر نام پیدا کرد.
با اجرای نوچهر نوذری، مرتضی احمدی، عزت‌الله مقبلی، حمید قنبری، حسین امیرفضلی و خانم‌ها ثریا قاسمی، تاجی احمدی و مهین بزرگی.

دانلود



«میرم زن می‌گیرم»


با صدای «مرتضی احمدی» که در برنامه‌ی «شما و رادیو» خونده

.

دانلود

شطرنج

من به شخصه با دیدن این بردها و مهره ها حس کاسپاروف بودن بهم دست داد!

شما چی؟!







این آخری هم خیلی جالبه

طرف با ابزارآلات تاسیسات درستش کرده

رخ ها که انگار فنک اتومبیل هستن


شعری برای پایان ترم سوم دانشگاه

به هر سختی و کوشش این ترم را هم

به کنج دخمه ای تاریک نهادیم

ز هر جزوه که بوی خاک می داد

نشستیم و جویدیم و جویدیم

به گفتار بروبچزِ کنونی

بنا را بر "خرخوانی" نهادیم

به هر خون دل و ضربت شمشیر

لب و دل پر ز اذکار و ز تسبیح

قدم در رزمگاه چارت سوم

نهایت غول سوم را نیز کشتیم

ریاضیِ مهندسی را می بگویم

که همفاز است با طاهرپور استاد

خدا را شکر ما نیز از آب

به هر جان کندنی بودی گذشتیم

برای شما و غول سوم ما دعایی

برای خویشتن نیز مرحبایی

می فرستم تا ترم بعدی

که دارد هرکدام از غول ها شاخِ هوایی!


17/4/91

م.بروجردی

شعر حاضر جوابی از هالو


بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

تو پيدا كن شراب كهنه اش را ساغرش با من

اگر غم لشكر انگيزد كه خون عاشقان ريزد

تو پيدا كن دلي عاشق ، جواب لشكرش با من

شراب ارغواني را گلاب اندر قدح ريزیم

شراب ارغواني جو ، گلاب قمصرش با من

چو در دست است رودي خوش ، بزن مطرب سرودي خوش

كه رنگ چار مضراب از تو رقص بندرش با من

صبا خاك وجود ما بدان عالي جناب انداز

كه كشف روي او با تو ، نظر بر منظرش با من

يكي از عقل میلافد، يكي طامات مي بافد

خدايي ادعا داري اگر ، پيغمبرش با من

بهشت عدن اگر خواهي بيا با ما به ميخانه

در ميخانه را واكن ، بهشت و كوثرش با من

سخن داني و خوش خواني نمي ورزند در شيراز

اگر شيراز شد ، ورنه جاي ديگرش با من

بيا حافظ حوالت ده جسارت هاي هالو را

به موي يار شيرازي جواب مادرش با من

 


سیدمحمدرضا عالی پیام

ســــودوکــــــــــــو


سودوکو، مخفف عبارت ژاپنی سوجی وا دوکوشین نی کاگیرو به معنی 

«ارقام باید تنها باشند» است.

هر چند این بازی برای اولین بار در یک مجله پازل آمریکایی در سال ۱۹۷۹ انتشار یافت،

 ولی انتشار آن به طور مستمر و پی‌گیر برای نخستین مرتبه بر می‌گردد به ژاپن در ۱۹۸۶

و از سال ۲۰۰۵ این سرگرمی به محبوبیت جهانی دست یافت و

  نخستین مسابقه ملی آن در سال ۲۰۰۸ در فیلادلفیا، آمریکا برگزار شد.


در ایران برای اولین بار روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۵ ه.ش اقدام به چاپ سودوکو به صورت روزانه کرد.



قانون بازی 

نوع متداول سودوکو یک جدول ۹x۹ است که کل جدول هم

 به ۹ جدول کوچک‌تر ۳x۳ تقسیم شده‌است. 

در این جدول چند عدد به طور پیش فرض قرار داه شده که باید باقی اعداد را

 با رعایت سه قانون زیر یافت:

قانون اول: در هر سطر جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون دوم: در هر ستون جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
قانون سوم: در هر ناحیه ۳x۳ جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.


روش حل 

ابتدا در تمام خانه‌های خالی جدول، اعداد را از یک تا نه می‌نویسیم.

سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده می‌رویم و تمام اعداد 

مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی)قرار گرفته‌اند را پاک می‌کنیم و سپس یک خط

 افقی در بالای آن عدد می‌کشیم که مشخص باشد.

در این مرحله همانند مرحله قبل عمل می‌کنیم با این اختلاف که در تمام خانه‌های عمودی

 در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک می‌کنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار

 آن عدد آن را مشخص می‌نماییم. اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه‌ای متناظر، 

پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم.

فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم 

و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل می‌تواند

 به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتاده‌است.

وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شده‌است. 

در این مرحله به دنبال خانه‌هایی می‌گردیم که فقط یک عدد در آنها باقی مانده 

و آن اعداد را پررنگ می‌کنیم.


سایت هایی که میتوان سودوکو حل کرد:

http://www.xn--ugbh7dba59c.com/

http://www.dailysudoku.com/sudoku/

http://sudoku.9px.ir/.

http://www.3jokes.com/games/sudoku/


آب در هاون چه می کوبی عزیز  


آب در هاون چه می کوبی عزیز

دسته ی هاونگ را دزدیده اند


من شنیدم که شیخ دانایی 

چون وصیت نمود با فرزند


گفت این نکته ی حکیمانه

داد از روی تجربه این پند :


کای پسر ، هر کجا شنیدی تو

عده ای بانگ «یا علی » گویند


زود بگریز ، چون که بی تردید

باری افتاده و کمک طلبند


لیک بر عکس ، هر کجا دیدی

گشته فریاد «یا حسین» بلند


خویش را جا کن و برو داخل

که پلو با خورشت قیمه دهند


عالی پیام(هالو)

یه شعر طنز به سبب فشار دروس

ریاضی را به هر ترم پاس کردن

    مدارِ یک، گره، مش، ساز کردن

دیود و سینوس و لاپلاس را

    به یک ضرب العجل در خاک کردن

کانولوشن، سری فوریه و ماتریس ها را 

    به یک افسون و جادو مات کردن

مغناطیس و ادمیتانس و عکس لاپلاس را

    به زنجیر دعا در دام کردن

در آخر مشتق و آپ امپ و انتگرال را

    به دست خویشتن بر دار کردن

برای ما هزاران بار خوشتر

    کز اجباری، وصایا، انقلاب را پاس کردن


م-بروجردی

حکایت خیام!


سخت مشغول تمرین ریاضی هستم و هر ورقی که می زنم زیر سالنامه (شما بخوانید جزوه!)

 اشعار دوست خوبم خیام عزیز درج شده!


مثلا:


چون عهده نمی شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را


با تشکر از خیام عزیز که ما را به نخواندن درس و امید به نمره عالی رهنمود می شود پی در پی!


عشق از دیدگاه های متفاوت(ژانر طنز!)

عشق از ديد حاج آقا :استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي

(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )


ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول

(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم) 


ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو

 واسمون گرفت!

(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...) 


ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي

( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)


ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ،

 سرمو ميزاشتي رو شونه هات

( جمله ي عاشقانه : میمیرم برات عجیجم )

ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي خانوم

 و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست

   (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)


ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي

 عمل كردن دماغمو نميدي ... ،

 واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده 

 تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري

(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)


ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم

 زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی

( جمله ي عاشقانه : فدات شم الــــهی عزيزم خيلي خيلي خیلی دوست دارم )

ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها

 با پاي برهنه ميخوابم

( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )


ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"

( جمله ي عاشقانه: عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )

ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...

(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم یا سیده فاطمه یا... 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )


ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...

( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )


ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك

( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )


عشق از دید دانشجو: استاد عاشقتم!

( جمله عاشقانه: نمره می خوااام! )

     (گفتم کمی بطنزیم!!!)


******* روز پدر و مرد فرخنده *******

چشم انداز 120 ساله....

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی

 گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟
ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرمچ

توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.

اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا

 اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.

ماهی گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و

 برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت

 میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی

بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم

 تری می زنی...

ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال
ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو

 به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.
ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت

 بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار

 بزنی و خوش بگذرونی.