13 نويسنده اي كه خودكشي كردند!
13) یرزی کوسینسکی
خانوادهی لونیکاف به عنوان یهودیانی که هنگام جنگ جهانی دوم در لهستان زندگی میکردند،
باید هر کاری میکردند تا از دست نیروهای آلمانی فرار کنند، به همین دلیل یوزف لونیکاف، نام
مستعار یرزی کوسینسکی را برای خود برگزید.
در سال ۱۹۵۷ کوسینسکی به آمریکا مهاجرت کرد. او برای گذران زندگی، راننده کامیون شد،
تا اینکه از موسسه فورد بورسیهای برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا به دست آورد.
در سال ۱۹۶۵ کوسینسکی- همان سالی که او شهروند آمریکا شد- اولین رمانش را با
نام«پرندهی نقاشی» منتشر کرد که داستان بحث انگیز زندگی یک پسربچه در اروپا و در زمان
جنگ جهانی دوم بود.
سوم ماه می سال ۱۹۹۱، همسرش جسد او را در تیوبی نیمه باد در حالی پیدا کرد که سرش را
تا گردن با پلاستیک پوشانده بود.
یرزی کوسینسکی در یادداشت خودکشیاش نوشته بود:
«میخواهم حالا کمی بیش از همیشه بخوابم.»
12) ریچارد براتیگان

ریچارد براتیگان در تاکومای واشنگتن به دنیا آمد و دوران کودکی را در فقر، بیتوجهی والدین
و آزارهای جسمی گذراند.
رمان «صید قزلآلا در آمریکا» (۱۹۶۷) برای براتیگان شهرت به ارمغان آورد. از دیگر آثار او
می توان به «در رویای بابل» و «قند هندوانه» اشاره کرد.
در اکتبر سال ۱۹۸۴، جسد ریچارد براتیگان در خانهاش در بولیناس کالیفرنیا پیدا شد.
او با شلیک گلوله به مغزش خودکشی کرد.
11) جان بریمن
جان بریمن شاعر، با نام جان اسمیت در مک آلستر اوکلاهما به دنیا آمد.
ناپایداری احساسی همیشگی بریمن و اعتیادش به الکل، سرانجام او را به همان نقطهای رساند
که نقطه پایان زندگی پدرش بود. او هفتم ژانویه سال ۱۹۷۲ خودش را از روی پل واشنگتن به پایین
پرت کرد و درگذشت.

10) کارین بویه
کارین بویه، نویسنده و شاعر سوئدی به خاطر آثار جدی، با صلابت و سمبلیکش مشهور بوده است.
او یکی از موسسین مجلهی اسپکتروم، مترجم آثار تی.اس.الیوت به زبان سوئدی بود که تلاش
زیادی برای معرفی سوررئالیسم به خوانندگان سوئدی کرد.
خانم بویه در یکی از روزهای آوریل سال ۱۹۴۱ خانه را ترک کرد و چند روز بعد جسدش در کنار
یک تخته سنگ که بر فراز تپه قرار داشت، پیدا شد.
علت خودکشی او هم افسردگی بود.
9) ریانوسوک آکاتاگاوا

ریانو سوک آکاتاوا که در شهر توکیو به دنیا آمد و مادرش دیوانه بود؛ از همان دوران کودکی
به کتاب خواندن و نوشتن علاقه نشان داد.
آکاتاگاوا که پدر داستان نویسی ژاپن نامیده میشود، در آثارش بیشتر روی سوء رفتارهای
روانشناختی وجوه هولناک و شیطانی انسان متمرکز میشد.
آکاتاگاوا که از افسردگی، پارانویا و توهم رنج میبرد، در سن ۳۵ سالگی با مصرف بیش از
حد داروی ورونال خودکشی کرد.
8) آن سکستون
![]()
شعر آن سکستون به خاطر صداقت و اینکه شخصی است، مشهور است. به علاوه او را یکی
از شاعران مدرن شعر اعتراضی محسوب میکنند. بیشتر نوشتههای او به زمینههایی میپردازد
که معمولا نویسندگان دیگر آنها را کنار میگذارند، زمینههایی مثل سقط جنین، افسردگی دیوانه وار.
در سال ۱۹۵۶، درمانگر سکستون به او پیشنهاد کرد که به نوشتن شعر به عنوان راه خروجی از
افسردگی شدیدش ادامه دهد. سکستون این کار را کرد و آثارش با استقبال مواجه شد.
پس از مدتی به الکل معتاد شد. او بارها اقدام به خودکشی کرد تا اینکه بالاخره موفق شد .
در گاراژ را به روی خود قفل کرد.
اتومبیل را روشن کرد و با استنشاق گاز مونوکسید کربن خودکشی کرد.
7) ویرجینیا وولف

«احساس میکنم که دوباره دارم دیوانه میشوم و ... اینبار دیگر نمیتوانم نجات پیدا کنم.»
این یادداشتی است که ویرجینیا وولف پیش از خودکشی خطاب به همسر جوانش، لئونارد نوشت.
از جمله بهترین آثار خانم وولف میتوان به«خانم دالووی» (۱۹۴۵) «به سوی فانوس دریایی»
(۱۹۲۷) و«اورلاندو» (۱۹۲۸) اشاره کرد.
۲۸ مارس ۱۹۶۱ او جیبهای کتش را پرسنگ کرد و وارد رودخانه شد. جسد ویرجینیا وولف،
سه هفتهی بعد پیدا شد.
6) ارنست همینگوی

همینگوی به خاطر نوشتن آثاری مشهور است که امروزه به عنوان آثار کلاسیک ادبیات آمریکایی
محسوب میشوند.
آثاری مثل «زنگها برای چه کسی به صدا در میآیند.»(۱۹۴۰) و «پیرمرد و دریا»(۱۹۵۲)
همینگوی در اواخر عمرش به الکل اعتیاد پیدا کرد که باعث افزایش فشارخون و عارضههای کبدی شد.
يكبار اقدام به خودکشی کرد ولی موفق نشد، او برای دومین بار و این بار با شلیک تیر در دهانش،
خودکشی کرد.
چهار عضو دیگر خانوادهی همینگوی نیز خودکشی کردند.
5) ديويد فاستر والاس

دیوید فاستر والاس یک نویسندهٔ رمان و داستانهای کوتاه آمریکایی بود.
«كارن گيرين» همسر اين نويسنده پس از بازگشت به خانه جسد وي را در حالي كه خود را دار زده،
پيدا كرده است.
«ديويد فاستر والاس» به خاطر رمان 1709 صفحهاي «شوخي نامتناهي» معروف شد. .

4) سيلويا پلات

شاعر، رماننویس، نویسندهٔ داستانهای کوتاه، و مقالهنویس آمریکاییاست.
او در سال (۱۹۵۳) وقتی مادرش به او اطلاع داد که در کلاس نویسندگی فرانک اوکانر پذیرفته نشده
به شدت افسرده شد. در ماه اوت همان سال با بلعیدن ۵۰ قرص خواب برای اولین بار اقدام به
خودکشی میکند ولی به بیمارستان منتقل شد.
سیلویا پلات سرانجام در فوریه ۱۹۶۳ با گاز خودکشی کرد.
3) چزاره پاوزه

رمان نویس، شاعر، مترجم و منتقد ادبی اهل ایتالیا بود. به نظر بسیاری بهترین رمان او
"ماه و آتش" است.
چزاره پاوزه از چهرههای مهم ادبی قرن بیستم این کشور است. او از آن دسته از نویسندگان ایتالیاست
که ادبیات این کشور را متحول کردند.
وي فعاليت هاي سياسي ضدفاشيستي هم داشت و به جرم اين عمل سه سال را در زندان گذراند.
آثار پاوزه را میتوان در قالب رئالیست و یا نئورئالیست دستهبندی کرد که اکثرا متاثر از فضای
اجتماعی پیراموناش هستند. تنهایی و خیانت از موضوعات تکرارشونده در آثار اوست.
چزاره پاوزه در سن ۴۲ سالگی در هتلی به نام «رم» در شهر تورین، در اوج شهرت و زمانی که هنوز
چند ماهی از دریافت جایزه «استرگا» که مهمترین جایزه ادبی ایتالیا است نگذشته بود،
دست به خودکشی زد و درگذشت.
سال ۱۹۵۷ هفت سال پس از مرگ او جایزهٔ ادبی چزاره پاوزه در ایتالیا بنیانگذاری شد.
2) رومن گاري
نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی بود.
رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسِف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنا
(اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانوادهای یهودی به دنیا آمد.
رومن در دوران زندگی سیاسیاش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با
نام مستعار مینوشت.
يكي از نكات جالب زندگي وي را در زير بخوانيد!
وی دومین جایزهٔ گنکور را با نام امیلی آجر به دلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد.
وی تنها نویسندهای است که دو مرتبه موفق به اخذ این جایزه شدهاست. این جایزه تنها یکبار به هر
نویسنده تعلق میگیرد. به دلیل اینکه وی این رمان را با نام مستعار نوشته بود برای دومین بار توانست
این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش پائول پالویچ، به جای وی این جایزه را دریافت کرد.
رومن بعدها در کتابی به نام «زندگی و مرگ امیلی آجار» حقیقت را فاش کرد.
رومن گری در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلولهایی به زندگی
خود خاتمه داد.
وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشتهاست :
«... دلیل این کار مرا باید در زندگینامهام "شب آرام خواهد بود" بیابید.
در این کتاب او گفتهاست:
«به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم.»
1) صادق هدایت

در پايان مي رسيم به معروف ترين نويسنده ايراني اي كه دست به خودكشي زد. كسي كه به نحوي
نماد خودكشي در بين نويسندگان و ادبيات دوستان ايراني است،يعني صادق هدايت.
صادق هدایت (تولد:۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران، مرگ: (خودکشی با گاز) ۱۹
فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجارهای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس).
نویسنده،مترجم و روشنفکر ایرانی است.
هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر،
فرانتس کافکا و آنتون چخوف نیز ترجمه کردهاست. حجم آثار و مقالات نوشته شده دربارهٔ نوشتهها،
نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیانگر تأثیر ژرف او برجریان روشنفکری ایران است.
صادق هدایت در جوانی گیاهخوار شد و کتابی در فواید گیاهخواری نیز نوشت. او تا پایان عمر
گیاهخوار باقیماند.
بزرگ علوی در این باره مینویسد:
«یک بار دیدم که در کافه لالهزار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی میگفتند، به این قصد
که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشمهایش سرخ شد، عرق به پیشانیاش نشست و داشت
قی میکرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
صادق هدایت در سال ۱۳۰۷ اقدام به خودکشی دررودخانه مارن (فرانسه) کرد، لیکن یک قایق
ماهیگیری او را نجات داد. در همین دوران در پاریس با دختری به نام ترز دوست بود.
صادق در مورد خودکشیاش به برادرش محمود مینویسد:
«یک دیوانگی کردم به خیر گذشت.»
صادق هدایت نقاشی هم میکرد و برخی طرحهای او موجود است.
از جمله آهوئی که در مجموعه آثار هدایت چاپ انتشارات امیرکبیر بر جلد کتابهای او نقش بسته،
از زیباترین نقاشیهای اوست.
آهوی تنهای هدایت نمادی است از زیبائی مجزون و نجابتی غریب و منزوی.

خدایا توفیقم ده که بیش از طلب همدلی، همدلی کنم.