از دفتر چارلز بوکوفسکی
پلاس !
یک پول سیاه هم در بساط نیست.
بی خیال
باران را که از ما نگرفته اند.
زندگی همین است
حالا تو به هر اسمی می خواهی
بخوانش ،صدایش کن !
بهانه بیاور
مثلا بگو این هم از اثرات ِ گازهای گلخانه ای ست !
Ace and pass
Plus!
A black money is in setup.
Carefree
The rain that we have not.
Life is so
Now you want to any nominal
Bkhvansh, his voice now!
Bring excuse
Say for example, this time from the effects of greenhouse gases is!

همین طور که شعرها پیش می روند »
همین طور که شعرهایت پیش می روند تا به هزارتا برسند
می فهمی که خیلی کم آفریده ای.
شعرهایت همه شده اند وصف باران و نور خورشید و
ترافیک خیابان و شب و روزهای
یک سال و چهره ها.
ترک کردن همه ی اینها که بسیار ساده تر از زندگی کردنشان
خواهد بود، الان نوشتن یک خط بیشتر
درست مثل همین پخش آهنگ پیانوی مردی است از رادیو،
بهترین نویسنده ها اغلب
بسیار کم گفته اند و
بدترینشان
اوه، تا دلت بخواد.
As the lyrics go forward "
As the trend Shrhayt forward to reach a thousand
Understand that a very low-created.
All have been described Shrhayt rain and sunlight
Street traffic night and day
A year and faces.
They leave all that much easier life preferences
Will now write a line of more
Just like this man is playing piano songs from the radio,
Most of the best writers
Have said very little and
Bdtrynshan
Oh, Pam: A lot.

هنری چارلز بوکفسکی
(۱۶ اوت ۱۹۲۰ - ۹ مارس ۱۹۹۴)
شاعرو داستاننویس لوسآنجلسی است.
او اغلب به عنوان نویسندهٔ تاثیر گذارِ معاصر نام برده میشود، و سبک او بارها مورد تقلید
قرار گرفتهاست.
نویسندهٔ پرکار، بوکفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب
نوشته و به چاپ رساندهاست.
بوکفسکی در ۹ مارس، ۱۹۹۴ در «سن پدرو»ی کالیفرنیا در سن ۷۳ سالگی،
اندکی بعد از تمام کردن آخرین رمانش تفاله، از بیماری سرطان خون درگذشت .
مراسم تدفین او بوسیلهٔ راهبان بودایی انجام شد.
بر روی سنگ قبر او این عبارت خواند میشود: «Don't Try» (تلاش نکنید) به قول «لیندا لی
بوکفسکی» منظور از سنگ نوشته قبر شوهرش چیزی شبیه به این گفتهاست: «اگه شما تمام
وقتتان را برای تلاش کردن صرف کنید، آنگاه همه آن چیزی که انجام دادید تلاش کردن بوده.
پس تلاش نکنید. فقط انجامش بدید.»

خدایا توفیقم ده که بیش از طلب همدلی، همدلی کنم.