سوال و جواب از علامه طباطبایی
س 52 معناى اين روايت منقول از اميرالمؤ منين عليه السّلام چيست كه مى فرمايد: مارايت شيئا الا و راءيت الله قبله
هيچ چيز را نديدم ، جز آنكه خدا پيش از آن مشاهده نموده .
ج - يعنى تمام اءشياء، آيه و نشان دهنده حق هستند، و آيه ماوراى خود را نشان مى دهد،
نه خود را. مانند چراغ قرمز در چهارراه ها كه علامت خطر است و انسان را ديدن
آن متوجه خطر مى شود.
س 54 آيا معصيت نيز شرك به خدا است ؟ ج - معاصى ، شرك در اطاعت است ، نه در ذات
. س 55 آيا توسل به ائمه (ع ) خواندن خدا
است ؟ ج - ما هنگام توسل به ائمه (ع )، آنها را
وسيله قرار مى دهيم ؛ چنانكه خداوند متعال دستور داده و فرموده است : و ابتعوا اليه
الوسيله (مائده : 35) وسيله اى به سوى خداى بجوييد. ولى (محمد بن عبد الوهاب )(23) مى گويد:
طلب كردن و خواندن ديگران مانند انبياء و ائمه عليهم السلام و ارواح مؤ منين مشمول
آيه شريفه زير است كه مى فرمايد: ان الذين يستكبرون عن عبادتى ، سيدخلون جهنم داخرين
. (غافر:60). كسانى كه از پرستش من كبر مى ورزند، بزودى
با حالت خوارى در دوزخ در مى آيند. ولى لازمه اين استدلال آن است كه چنانچه
كسى از ديگرى چيزى بخواهد، يا از او چيزى خواهش كند (مانند اينكه انسان از قصاب گوشت
بخواهد، يا ديگرى را براى بلند كردن بار بخواند و او را به كمك يارى خود دعوت نمايد)
مستوجب دخول در آتش جهنم خواهد بود؛ زيرا از غير خدا چيزى خواسته است ؛ و مسلما اين
سخن درست نيست . لهجه نهج البلاغه بديل ندارد، محتاج به
سند هم نيست ، در برخى از موارد تك تك جملات آن برهان يقينى و استدلالى راجع به مطلبى
خاص است . مثلا در خطبه اول مى فرمايد: اول الدين معرفته
، و كمال معرفته التصديق به ، و كمال التصديق به توحيده ، و كمال توحيده الاخلاص له
.(99) آغاز دين شناخت خدا، و كمال شناخت او تصديق او، و كمال تصديق او اعتقاد به يگانگى
و توحيد او، و كمال توحيد او اخلاص و پالوده ساختن اعمال از نيت هاى غير خدايى است
. تا اينكه مى فرمايد: فمن وصف الله سبحانه
فقد قرنه ، و من قرنه فقد ثناه ، و من ثناه فقد جزاه ، و من جزاه فقد جهله ، و من جهله
فقد اشار اليه ، و من اشار اليه فقد حده ، و من حده فقد عده ...(100) پس هر كس خداوند
سبحان را توصيف كند قطعا او را قرين چيز ديگر قرار داده است ، و هر كس او را با چيز
ديگر قرين گرداند حتما او را (دو) انگاشته است ، و هر كس او را دو انگارد، مسلما او
را تجزيه نموده است . و هر كس او را تجزيه كند بى گمان بدو جاهل گشته است ، و هر كس
بدو جاهل گردد يقينا بدو اشاره نموده است ، و هر كس بدو اشاره كند، به طور قطع او را
محدود پنداشته است ، و هر كس او را محدود انگارد، قطعا او را به شماره در آورده است
. عبارت نهج البلاغه در ميان عبارات ديگر
همچون نور در ميان تاريكى ها مى درخشد.
خدایا توفیقم ده که بیش از طلب همدلی، همدلی کنم.