ما ایرانی ها- و شاید هم مردم خارج نشین- عقده زیبایی داریم. از دندان های مرتب

 و سفید و زیبا گرفته تا ابروها و لب و لوچه و پوست صاف و ...؛ بینی که دیگر

 جای خودش را دارد. از تصاویر روی مجله های --زرد- که دندان ها و 

چشم ها و پوست آنها را خراب و خط خطی می کنیم و اثرهای هنری برآنها می نهیم

 می شود فهمید که این عقده زیبایی در ما چقدر نهادینه شده است. 

غافل از اینکه به این فکر نمی کنیم که این زیبایی های مصنوعی- که طبیعیشان بسیار نار است-

 به زور چند کیلو افزارآلات آرایشی و نرم افزارهای کامپیوتری خلق شده اند!

 نتیجه اش این می شود که نیمی از عمر خود را روبروی آئینه میگذرانیم 

و حسرت آن شکل و شمایل قدسی-جعلی را می خوریم  که ای خدا چرا و اگر و برای چه

 اینطور نشده ایم! و به صرافت دستکاری و اعمال جراحی برمی آییم، و به این حد 

هم رضامند نیستیم و شاکی از این هستیم که چرا همسر من شبه فلان خانم و یا آقای 

هنرپیشه- یا هر اسم دیگر- نیست. 

نتیجه اینها آمارهای ناخوشایندی اعم از سرد شدنها و طلاقها و خیانتها و 

عمل های جراحی و خرج پول های آنچنانی صرفا جهت زیبایی می شوند،

 که آدمی را آزرده خاطر می سازند.