یه حاجی بود یه گربه داشت
بچه که بودیم داییم زیاد این شعر رو می خوند:
یه حاجی بود یه گربه داشت
گربه ش رو خیلی دوست میداشت
گوشت خرید و طاقچه گذاشت
گربه اومد گوشته رو خورد
حاجی زد و گربه رو کشت!
بر سر قبرش بنوشت
"یه حاجی بود یه گربه داشت
گربشو خیلی دوست میداشت
گوشت خرید و...!؟!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۱ ساعت توسط میم-بروجردی(محسن)
|
خدایا توفیقم ده که بیش از طلب همدلی، همدلی کنم.