عطر

 

من در نفس تو رمزها یافته ام 

من با نفس تو زندگی ساخته ام 

من در نفس تو یافتم مکیده ای 

با خون ترانه ی تو در رگ هایم 

درخشک ترین کویر بی باران 


من در نفس تو خرم آبادم 

وقتی دو کبوتر حرم را دیدم 

در قرمزی نوک هاشان می شکفند 

پنهان کردم در نفس تو گنج هایم را 


در ژرف ترین خواب تو اسرارم را 

پنهان ز تو ، آهسته امانت دادم 

من در نفس تو رود را پوییدم 

بازیچه ی موج 

از راه تنفس دهان با تو 

از غرق شدن به زندگی برگشت 

هر بازدم تو روح رؤیای من است 


محرابه ی آتشکده در بوسه ی تو 

من آتش را به بوسه برگرداندم 

خاکستر بوسه را به آهی کوتاه 

تا با نفس تو مشتبه گردد 

در راسته ی عطر فروشان ، امشب 

در بین هزار شیشه ی مشک و گلاب 

می پرسم 

دستمال عطر آگینی از نفس او چند ؟



محمد علی سپانلو زاده روز چهارشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۱۹ در تهران، شاعر و مترجم ایرانی است. وی تا کنون در کنار برگردان آثار ادبی، مجموعه‌های شعری از جمله رگبارها، پیاده روها، نبض وطنم را می‌گیرم، تبعید در وطن، ساعت امید، فیروزه در غبار، پاییز در بزرگراه، و قایق‌سواری در تهران را در کارنامه خود دارد. سپانلو آثاری از نویسنده‌های مطرح دنیا مثل آلبر کامو و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کرده‌است. او فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران است. سپانلو از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران است.

محمدعلی سپانلو را بیشتر بشناسم...