ولخرجی و خساست در مغز شماست!

 خرج کردن پول، برخی افراد را مضطرب می کند، در حالی که مشکل گروهی دیگر این است که چطور پول هایشان را نگه دارند و با ولخرجی آنها را هدر ندهند. نتایج یک بررسی نشان می دهد ریشه ولخرجی و خساست در مغز آدم هاست؛ یعنی اضطراب روانی هنگام پول خرج کردن، ممکن است باعث شود خسیس ها یا ناخن خشک ها دودستی به پول هایشان بچسبند، اما ولخرج ها هنگام خرج کردن پول هیچ ناراحتی ای حس نمی کنند، بنابراین بیش از حدی که باید خرج می کنند...

 

همه ما برای تهیه ضروریات زندگی مان (از خورد و خوراک تا پرداخت اجاره خانه) پول خرج می کنیم. گاهی هم ممکن است برای عادت های ناسالم یا تفریحات ولخرجی کنیم، اما داستان «خسیس ها» و «ولخرج ها» داستان دیگری است.

 

جرج لوونستین، استاد اقتصاد و روان شناسی دانشگاه کارنگی ملون می گوید: «آدم های خسیس کمتر از حدی که باید، خرج می کنند؛ در حالی که می دانند برای داشتن رفاه باید بیشتر خرج کنند. ولخرج ها در قطب مخالف قرار دارند. آنها بیش از حدی که بر حسب تعریف خودشان لازم است، خرج می کنند.»

 

اندازه گیری ولخرجی و خست

لوونستین و همکارانش برای تعیین اینکه چند درصد از افراد را می توان در رده ناخن خشک یا ولخرج قرار داد، از سال ۲۰۰۴ بررسی بیش از ۱۳۰۰۰ نفر را آغاز کردند. این افراد عادت هایشان در مورد خرج کردن از جمله گرایش به خست یا ولخرجی را گزارش می کردند. این پژوهشگران ۴ سال بعد در گزارششان ۳ هزار و ۲۴۸ نفر (۲۵ درصد) از این افراد را در رده ناخن خشک ها و ۲ هزار و ۴۶ نفر (۱۶ درصد) را در رده ولخرج ها قرار دادند.

یافته های این پژوهشگران نشان داد مردان با احتمال ۳ برابر بیشتر از زنان ممکن است خسیس باشند و همانطوری که انتظار می رفت، ولخرج هایی که از کارت اعتباری استفاده می کردند، با احتمال ۳ برابر بیشتر از خسیس هایی که این کارت ها را به کار می بردند، ممکن بود بدهی بالا بیاورند.

 یک یافته جالب دیگر این بود که میزان درآمد، که در میان دو گروه خسیس ها و ولخرج ها در این بررسی تفاوت چندانی نداشت، عامل تعیین کننده در شیوه خرج کردن افراد نیست؛ بنابراین می توان گفت ولخرجی به میزان پول نقدی که فرد در اختیار دارد، مربوط نیست، بلکه به رفتار ذاتی فرد مربوط است.


پول و مغز

 لوونستین برای اینکه متوجه شود هنگام تصمیم گیری برای خرج کردن پول، در مغز چه رخ می دهد، از MRI کارکردی (fMRI) استفاده کردد. این تکنیک اسکن کردن مغز می تواند جریان خون رسیده به بخش های فعال شده مغز را اندازه گیری کند.

 هنگامی که افراد مورد آزمایش به یک کالای مطلوب، مثلا یک تکه شکلات نگاه می کردند، مغزهایشان نسبت به زمانی که برچسب قیمت این کالا را می دیدند، واکنش کاملا متفاوتی نشان می داد.

 لوونستین می گوید: «ما اول کالا را به فرد نشان می دادیم، اگر این کالا را دوست داشت، مراکز پاداش (احساس لذت) در مغزش فعال می شد، اما وقتی قیمت کالا را می دید، نواحی مربوط به درد و بیزاری در مغز شروع به فعالیت می کرد.»

«نتایج بسیاری از تحقیقات از جمله بررسی ما، بیانگر آن است که استفاده از کارت اعتباری برای خرید، کمتر باعث ناراحتی فرد می شود. بنابراین در خسیس ها خریدنکردن با پول نقد ممکن است عادت های آنها را تعدیل کند، اما در مورد ولخرج ها میانگین خرج کردن تغییری نمی کند، زیرا آنها احساس یکسانی نسبت به پول نقد یا کارت اعتباری دارند.»

 


نگاه قرآن به بخل

بخل در نگرش قرآني، امري ذاتي، غريزي و فطري است و اجتماع در ايجاد آن نقشي اگر ايفا كند تنها در حوزه بروز و ظهور و يا تشديد و تضعيف آن است. اين بدان معنا نيست كه اين دسته از صفات قابل مهار و تعديل و يا تضعيف نيست، بلكه به معناي دشواري اين گونه تصرفات در امري ذاتي و غريزي است. 

قرآن در تبيين صفت بخل در انسان بيان مي دارد كه اين صفت در وي به عنوان غريزه اي با جان آدميان عجين شده است. در آيه 128 سوره نساء در اين باره مي فرمايد: و احضرت الانفس الشح؛ جان هاي آدميان بخل و آزمندي را حاضر دارد. 

در آيه 100 سوره اسراء نيز با به كار بردن واژه كان كه در اصطلاح به كان وجودي از آن ياد مي شود بيان مي كند كه بخل و تنگ چشمي در انسان امري ذاتي است و انسان با اين صفت و خصلت ذاتي آفريده شده است: و كان الانسان قتورا؛ زيرا اين آيه در مقام تبيين و تعليل چگونگي برخي از اعمال وارد شده است و بيان مي كند كه علت رفتار ناپسند آدمي را مي بايست در اين خصلت ذاتي او دانست كه موجودي آزمند و بخيل است. 

در آيه 9 سوره حشر اصل را بخل و خست آدمي قرار مي دهد و مي فرمايد كه انسان به طور طبيعي موجودي آزمند، خسيس و بخيل است و تنها عده اي هستند كه با مبارزه با اين قوه غريزي و مهار آن مي كوشند تا از شر آن مصون بمانند. از اين رو بيان مي كند: و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون؛ هر كس از خست جانش، خود را در امان و مصون نگه دارد رستگار مي شود و آنان همان رستگارانند. 


وقتي انسان بر اين باور باشد كه خداوند بي نياز است و همه زمين و زمان و هستي، ميراث خداوند است، در منش خويش خوي و خصلت بخل را اظهار نمي كند و آن را در خود تقويت نمي كند ولي هرگاه شناختي نادرست و يا ناقص از هستي و خدا داشته باشد و بينش وي، نيازمندي را در خدا تقويت كند، در منش و گرايش او رفتار مبتني بر اين نگرش بوجود خواهد آمد. از اين رو خداوند در آيه 180 آل عمران و آيات 37 و 38 سوره محمد(ص) به مسئله بي توجهي به مالكيت و بي نيازي مطلق الهي به عنوان بستر و زمينه اي براي بخل ورزي انسان اشاره مي كند و از وي مي خواهد در شناخت و بينش خود تحول ايجاد كند تا منش و گرايشش به درستي گرايد. 


همين تفسير نادرست از خود و هستي است كه انسان را به نوعي از منش و بيماري ناهنجار گرفتار مي كند. به اين معنا كه عدم شناخت درست از خود و خدا آدمي را گاه به سوي تكبر و تفاخر مي كشاند و گاه ديگر به سوي ترس از تهيدستي مي برد. انساني كه شناختي از خدا و مالكيت مطلق او ندارد گمان مي كند كه اگر بخشش كند و به ديگران ياري رساند ممكن است خود دچار تنگدستي و تهيدستي شود پس منش بخل را در خود تقويت مي كند تا گرفتار تهيدستي نگردد.


انساني كه گرفتار خصلت بخل است به يك معنا منكر آخرت نيز مي باشد او بر اين باور نيست كه در آينده همه اعمال و رفتارش مورد حسابرسي قرار گرفته و از آن بازخواست مي شود. (ليل آيه 8 و 9) خداوند براي تنبيه و تنبه انسان ها، گاه مردمان بخيل را به سختي دچار مي كند تا از اين رفتار خويش دست بردارند. (ليل آيه 8 تا 10) 

در نظر قرآن بخل عاملي براي پيدايش ناسازگاري در خانواده هاست. (نساء آيه 128) و مانعي براي صلح در ميان آنان مي باشد. (همان) بخل هم چنين عاملي براي كفران نعمت (نساء آيه 37) و موجب كينه و بروز آن (محمد آيه 37 و 38) و ريشه نفاق (توبه آيه 76 و 77) و عاملي براي محروميت از محبت خدا (نساء آيه 36 و 37) است. 


روان شناسان خساست را یک نوع مشکل «روانی» می دانند چون معتقدند افراد مبتلا به این اختلال روحی روانی در همه رفتارهایشان دچار خست و امساک هستند؛ حتی در ابراز احساسات و نشان دادن محبتشان به همسر، فرزندان و اقوام نزدیک.


والد یا والدین (بسته به اینکه کدام یک به بیماری خساست دچار باشند) همواره از رفتارها و تلاش های فرزندشان در هر زمینه ای ناراضی هستند. این نارضایتی از مسائل درسی تا کارها و رفتارهای روزمره آنها را شامل می شود. اما این والدین برخلاف والدین کمال گرا که برای موفقیت فرزندشان هزینه کرده و آنها را همراهی می کنند هیچ تلاش و کمکی برای پیشرفت بیشتر فرزندشان نمی کنند و فقط توقع دارند.


مردان یا زنان خسیس هر مسئله ای را با مسائل مالی می سنجند و «پول و درآمد» مهم ترین عامل تعیین کننده در زندگی آنهاست. مثلا معیار محبتشان، مبلغ، کیفیت یا نوع هدایای خریداری شده است، نه زیبایی این کار.

تصمیم گیری برای خرید هر وسیله ساده ای برای منزل باید با اجازه زن یا شوهر خسیس باشد. برای صدور این اجازه هم باید همیشه دلیل قانع کننده ای وجود داشته باشد؛ دلیلی که بتواند فرد خسیس را قانع کند. به این ترتیب، طرف مقابل از هر خریدی منصرف می شود.

بررسی ها نشان می دهد «افسردگی» یکی از مهم ترین اختلالات روحی روانی است که فرد خسیس به آن دچار می شود. روان شناسان دلیل اصلی بروز این حالت را منزوی شدن آنها می دانند.

رفتارهای دیگری مثل حرص و ولع دائمی برای همه چیز، شک و تردید، حسابگری و خود محوری از دیگر اختلالات روحی روانی افراد مبتلا به بیماری خساست است. این افراد فراموش کرده اند که تیر تیز رفتارهای نامطلوب و تهاجمی آنها، بیش از همه، روح و روان همسر و فرزندان شان را زخمی می کند.



آنچه که زنان بايد انجام دهند :

در کنار خساست هاي مالي مردان و سختگيري هاي آنان بر زنان نبايد از ولخرجي هاي برخي زنان هم به راحتي گذشت . بسياري از زنان خانه دار که رنج کسب درآمد را نکشيده اند و از مخارج زندگي آگاهي ندارند توقعات زيادي از همسرانشان دارند . آنها بدون اينکه بدانند همسرشان توانايي مالي تامين تمامي هزينه هاي زندگي را به ميزاني که آنها مي خواهند دارند ، فقط مي خواهند به خواسته هاي مالي خود برسند .


اين گونه رفتارها نيز به مانند خساست مردان که قبلاً نيز گفته شد مي تواند فاصله عميقي را در روابط زن و شوهر ايجاد کند در حالي که بايد به ياد داشت که تنظيم برنامه خانواده بر اساس درآمد شوهر موضوعي است که بايد با دقت تمام از سوي خانم خانه صورت بگيرد و چون نمي توان درآمدها ، خرج ها و خلق و خوي افراد را با يکديگر تطبيق داد اين کار بايد توسط خانم خانه و بر اساس تجربيات خود او انجام شود .