روزها شیر نمینالد 

در برابر نگاه روباهان، در برابر نگاه گرگها... 

در برابر نگاه جانوران، شیر نمینالد، 

سكوت و وقار و عظمت خویش را بر شكنجهآمیزترین دردها حفظ میكند 

اما، تنها... در شبهاست كه شیر میگرید... 

نیمه شب به طرف نخلستان میرود، آنجا هیچ كس نیست و این مرد تنها... 

این شیر در شب میگرید و تنهایی... 

دردی كه چنان روح بزرگ را به ناله آورده است تنهایی است... 

كه ما آنرا نمیشناسیم... 

ما باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را... 

كه علی [ع] درد شمشیر را احساس نمیكند،... 

و ما درد علی [ع] را احساس نمیكنیم