هر چه نزد مدعى قامت كنى خم بيشتر مىكند اسباب زحمت را فراهم بيشتر
هر چه نزد مدعى قامت كنى خم بيشتر
مىكند اسباب زحمت را فراهم بيشتر
رشتهى اين ملك را هر كس به سويى مىكشد
اين كلاف صد گره گوريده در هم بيشتر
آدم بىدرد و غم را دلخوشى گردد فزون
دردمندان را عذاب و ماتم و غم بيشتر
در زمانى كه شود ارزان بهاى زخم دل
از چه رو هر روز گردد نرخ مرهم بيشتر
حق درون محكمه سايه بر آن كس مىكند
كو به قاضى ميدهد دينار و درهم بيشتر
كارمندى در شب عيد از گرانى گريه كرد
از تمام گريهى ماه محرم بيشتر
خانهاى كردم اجاره عرض آن يك متر و نيم
طولش از يكمتر و پنجاهو دو يك كم بيشتر
ليك صاحب خانهى با اعتقاد با خدا
مىكند نرخ اجاره خانه هر دم بيشتر
گوشت و روغن اگر گيرت نيامد غم مخور
يك ملاقه آب با يك دانه شلغم بيشتر
نرخها آماس كردهاند و قيمتها ورم
اين تورم مىرود بالا دمادم بيشتر
شاعرى با چاپ ديوانش نموده گرد و خاك
مىفرستد گرد و خاكش را به حلقم بيشتر
گر چه خفاش شبانگاهى درك واصل شده
ليك از خفاش روز انديشه دارم بيشتر
اين همه قطامه در هر كوى و برزن ريخته
لاجرم هر روز خيل ابن ملجم بيشتر
كرده هالو پاى در كفش بزرگان سخن(1)
با «يه دنيا معذرت» بلكه از آن هم بيشتر
(1){ در سال 76 مطلع غزلى از شاعر گرامى آقاى جعفر كسمايى توسط انجمن اميركبير به اقتراح گذاشته شد كه در اين رابطه شعر فوق طبع آزمايى شد. }
سیدمحمدرضا عالی پیام
خدایا توفیقم ده که بیش از طلب همدلی، همدلی کنم.