سال 1821 میلادی بزرگانی چون گوستاو فلوبر و شارل بودلر متولد شدند ولی در

 این بین اهل ادبیات با زاده سی امین روز اکتبر این سال آشنا هستند.

30 اکتبر ( 8 آبان)

کسی که اگر نمی آمد ادبیات دگرگونه می بود.

فئودور یا فیودور آمد تا جهانی را توسط افکار و با سلاح قلمش متحول کند.

کسی که در برادران کارامازوفش گفت:

"آری، زندگی مملو از نشاط و سعادت است و حتی در زیر زمین هم 

می‌توان به نیک بختی نایل شد."


و در  یادداشت های زیرزمینی اش زمزمه می کند:

«ما مرده به دنیا می‌آییم. مدت‌هاست که دیگر نسل‌های ما از پشت پدران و از 

رحم مادرانی زنده به دنیا نیامده‌اند...دانستن این معنا حتی برای‌مان دلچسب است، 

لذت می‌‌بریم که چنین هستیم؛ ما ساختگی و تصنعی هستیم و دائما نیز بر این 

تصنعی‌بودن افزوده می‌شود. 

مدت‌هاست که به آن خو کرده‌ایم. به گمانم به زودی بر آن خواهیم شد تا ترتیبی بدهیم که به صورت اندیشه محض متولد شویم.»

کسی که سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های وی ارائه کردند.


 «داستایوفسکی»، «داستایِفسکی» و «داستایِوسکی» و یا به هر نامی که
 صدایش بزنند باز هم او خالق برادران کارامازوف، جنایت و مکافات، 
جوان خام، بیچارگان، همزاد ،آدم مزحک، قمارباز، ابله، همیشه شوهر و... خواهد بود.